



تفاسیر روایی به جمعآوری روایات ذیل کلمات و آیات یک سوره پرداخته است. غالباً به دلیل جمعآوری صرف از روایات، بدون تحلیل روایی و در نتیجه تفسیر روشن از آیاتاند. ولی درعینحال برای کسی که در مفاهیم سوره غور کرده است دانستن این مطالب به دانستنیهای او جهت داده و همانطور که بسیاری از سؤالهایش را پیرامون سوره را جواب میدهد بسیاری از سؤالات مفید دیگر را در ذهن شکل میدهد. از جمله موارد سؤالبرانگیز تعدد روایت و تنوع دیدگاه یا تفسیر برای فرازهایی از سوره است.
تفسیر مبتنی بر روایت مانند المیزان، مفسر در جهتگیری کلی تفسیر و تدبر خود، مطالب را بر اساس روایات موثق تنظیم کرده است. در واقع روایات معتبر بهعنوان روح کلی تفسیر سوره است.
علاوهبرآن ایشان در انتهای تفسیر دسته آیات هر سوره، بخشی را به نام بحث روایت قرار داده است که در آن منتخبی از روایات معتبر ذکر شده و از نقل تعداد زیادی از روایات که در تفاسیر روایی ذکر شده به دلایل علمی خودداری کرده است. همچنین ایشان ضمن طبقهبندی نامحسوس روایات، به تحلیل و بررسی صحتوسقم برخی اقدام نموده است؛ بنابراین در این تفسیر روایات معتبر باید در فهم کلی از سوره لحاظ شود و شیوه کلی فهم تدبری را میزان نماید.
بنابراین، تفسیر نوع اول، تنها به جمعآوری روایات ذیل آیات سوره پرداخته است، در تفسیر نوع دوم (المیزان) در باب صحتوسقم و نیز همخوانی روایت با محتوای سوره نیز بحثوبررسی صورت میگیرد.