نکته اول: هیچ خدایی نیست غیر الله، یعنی فقط الله است. مثال دیگر، لایذهب الا علی، هیچ‌کس نرفت مگر علی، پس معنی حصر را می­رساند، وقتی ترجمه می­کنیم لا و الا، را می­توانیم هر دو را حذف کنیم و در ترجمه “فقط” اضافه کنیم.

نکته دوم: یعنی اینکه این چیزی نیست، این فقط ذکر للعالمین است. در استثنا دوتا واژه را باید توجه کنیم،

یک مجموعه داریم و می­خواهیم از این مجموعه چیزی را جدا کنیم، مثلاً در کلاس 10 نفر هستیم و از این 10 نفر، 2 نفر را استثناء کنیم، یا یک گروه بزرگ داریم و یک کسی می­خواهد از این دایره بیرون بیاید، هر وقت چنین حالتی داریم ، استثنی از موضوع می­باشد. هر وقت این امکان را نداشتیم می­گوییم استثنی از حکم.دایره­ای را تصورکنید خالی! هیچ چیز ندارد آیا از عدم می­توانید چیزی خارج کنید ؟ خیرپس وقتی گفته می­شود هیچ چیز نیست مگر اینکه ذکر است، آیا می­توان از عدم خالی ذکر را استثنی کرد ؟ خیر در این حالت استثنی از حکم است.