



استفهام انکاری در عربی دقیقتر بررسی میشود، در فارسی تعداد استفهامات اینقدر زیاد نیست؛ بعضی وقتها انکارش از جهت این است که ابطالش کند، یعنی معلوم است که این نیست، و حالا انکارش یک تنوعی پیدا میکند و موارد دیگری به آن اضافه میشود؛ حالا اینکه اینها جزو استفهام انکاری هستند؟ بله در فارسی به خیلی از اینها میگوییم استفهام انکاری
حالا فرق انکار و ابطال با انکار طلب چیست؟ در انکار و ابطال، شبیه آیه 149 سورۀ مبارکۀ صافات که میفرماید : … أَلِرَبِّکَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ ﴿۱۴۹﴾ ، فضاهای کلی آیاتی که ، این آیه میخواهد بیان بشود این است ، که کسانی که اینچنین حرفی را میزنند و چنین ادعایی دارند، در ذهنشان این است که پسرها برترند نسبت به دخترها ، بعد موقع تقسیم بندی ،اینکه یک گروهی را برای خودشان بردارند و یک گروهی برای خدا ، دخترها را متعلق به خدا میدانند .، درواقع یک رفتار پر از تناقض ، پرا ازتعجب انکاریعنی اینکه خیییلی اینکار عجیب است و از نکره می آید ، یعنی خیلی ناشناخته است، یعنی چه منطق اشتباهی ست که دارید ؟خیلی واضح است که این حرف باطل است ، همچین حالتی دارد. در انکار طلب میتوانیم بگوییم نهی است توضیحی که در کتاب آمده است بیانگر این است که حالت نهی دارد زیرا می گوید، استفهام در لحن و بیانی است که شنونده را از انجام عملی باز میدارد
لولا انواع دارد، لولای امتناعیه داریم، توبیخیه، عرض و تعزیز و استفهام داریم، حالا شاید صددرصد اینطور نباشد، این حالات امتناعیه اش مختص جملۀ اسمیه است؛ یعنی چون شرط موجود است پس جوابش ممتنع است، آن اتفاق نمیافتد، چون شرط دارد محقق میشود؛ ولی حالت توبیخ و استفهام بیشتر برای جملۀ فعلیه هستند، حالا تنوع دارد، مثلاً توبیخیها بیشتر سر فعلهای ماضی میآیند و عرض و تعزیز و استفهام بیشتر سر مضارع میآیند، به نظر عموماً چنین حالت هست
اگر به وجه علمی بخواهیم بگوییم تصدیق جایی است که آنچه مورد استفهام است، خودش نسبت باشد و تصور جایی است که آنچه مورد استفهام است، یکی از طرفین نسبت باشد، یعنی وقتی گفته میشود استفهام تصدیقی است، مثلاینکه میگوییم گل زیبا است، یک نسبتی دارد، حالا بگوییم آیا گل زیبا است؟ راجع به زیبا بودن گل بپرسم؟ جواب میدهید بله یا خیر این میشود تصدیقی – پس هر سؤالی که پرسیدیم که اولاً مربوط به اسناد باشد و دوم اینکه بله و خیر در پاسخ بگوید، تصدیقی محسوب میشود
تصوری اینطور است که مثلاً میخواهیم بگوییم علی عالم است، میخواهیم بپرسیم آیا علی عالم است این میشود تصدیقی – اگر بگویم آیا علی عالم است یا محمد؟ این میشود تصوری چون در جواب باید بگویم علی یا بگویم محمد، پس آنجایی که یکی از طرفین نسبت دارد و سؤال میشود، تصوری است.