لای شبیه به لیس، مثلاً می­گوید یک مرد در خانه نیست، ممکن است دو تا مرد باشند نمی­خواهد بگوید جنس مرد نیست

در لای نفی جنس، یعنی انسانی که جنسیتش مذکر باشد وجود ندارد، هیچ مردی وجود ندارد.

لای نفی سر فعل می­آید و لای شبیه به لیس سر جملۀ اسمیه می­آید و لای نفی جنس که کلاً جنس چیزی را از اساس نفی کند

لیس، سر جمله می‌آید و اسناد را نفی می‌کند، می‌خواهد بگوید رابطۀ این اسم و خبر، یک رابطۀ سلبی است، رابطۀ ایجابی نیست، حالا أ لیس که می‌آید، این رابطۀ نفی را تأکید می­کند، مثال: أ لیس لی ملک مصر، آیا ملک مصر برای من نیست؛ بدیهی است دیگر، یعنی دیگر مشخص است.