



کلیت آن اینطور است که در اَمّا بیشتر حالت دستهبندی دارد و در اِمّا به معنی “یا” است وقتی میگوید یا این و یا آن، یعنی یا این کار را میکنیم یا آن کار را میکنیم، مثلاً ما جمعه این هفته یا به نمازجمعه میرویم یا اینکه مهمان دعوت میکنیم
حالا میآییم با اَمّا آن را تفصیل میدهیم: اَما اگر بخواهیم برویم نمازجمعه قبل اذان ظهر باید راه بیفتیم، و اَمّا اگر بخواهیم مهمان دعوت کنیم باید صبح برای خرید بیرون برویم
استینافی که در این کتاب مطرح میشود بیشتر همان استیناف نحوی است، (که نوشتهاند استیناف بیانی)، استیناف نحوی و بیانی این تفاوت را با هم دارند، استیناف بیانی یککلام یا جملهای را مستانفه میگوییم که انگار موضوع عوض شده، یککلام جدیدی شروع میشود، وقتی یککلام جدیدی از ماقبل خودش قطع شده، از نظر علمای نحو به این میگویند استیناف؛ هرچند وقتی میگوییم قطع شد نه اینکه کلاً قطع شد، یعنی اینکه به لحاظ ظاهری قطع شد، وگرنه اینها در یک متن هستند، یکسطحی از اتصال با هم دارند، ولی علیالظاهر اینها از هم قطع شدند و کسی که برای بار اول میخواند میفهمد که اینها از هم فاصله دارند؛ لذا به آن استیناف نحوی میگوییم، اما در استیناف بلاغی جایی میگویند جملهی مستانفه که جواب سؤال مقدر باشد