ازآنجاییکه اسم یک حقیقت ثابت است و فعل جریان یک حقیقت است پس جملات اسمیه در مقایسه با جملات فعلیه وجه ثابت بودنشان پررنگتر است. این در حالی است که خود جملات اسمیه نسبت به همدیگر مراتب دارند و در یکمرتبه نیستند:
بهعنوان نمونه اگر مبتدا مشتق باشد؛ یعنی یک وصفی بهعنوان موضوع جمله واقع شده که در سوره قیامت میبینیم بیشتر وجه جهتدهیاش موردتوجه واقع شده است. اگر خبر مشتق باشد؛ یعنی صفتی در مورد مبتدا دارد بیان میشود. زیرا مشتق یک فعلی است که معمولاً به دلیل استمرار ثبات پیدا کرده است و حالت صفت گرفته است
اگر خبر مفرد غیر مشتق باشد یا مثل سوره قیامت ادات پرسشی هستند که برای سؤال پرسیدن است، یا مصدر هستند که معمولاً باید تأویل به مشتق بروند و اگر خبر؛ جمله اسمیه باشد اشاره بر یک جریان دارد.